مراتب عالم خلق(برداشت از سی دی خلق)

معنی لغوی عقل، خرد و خردمندی، یا فهمیدن و دانستن و تمیز نیک و بد می باشد. عقل مجردی که علما و حکما از آن بحث می کنند، آن را یک حقیقت نورانی می دانند که در آن همه چیز وجود دارد و پیرو مطلق ارادۀ حق می باشد.

معنی لغوی عقل، خرد و خردمندی، یا فهمیدن و دانستن و تمیز نیک و بد می باشد. عقل مجردی که علما و حکما از آن بحث می کنند، آن را یک حقیقت نورانی می دانند که در آن همه چیز وجود دارد و پیرو مطلق ارادۀ حق می باشد.
استاد رعد
اگر با تفكر و تعقل به جهان هستی نگاه کنیم متوجه میشویم هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشته است. هستی آن چیزی نیست که ما آن را میبینیم و احساس و ادراک میکنیم. در هستی هر ذره نقشی ایفاء و عمل خاصی را انجام میدهد و برای مأموریت و هدفی مشخص آفریده شده است تا موجودیت در تعادل و بقا در چرخهی حیات ادامه داشته باشد
در آفرینش تمام مخلوقات اعم از جامدات؛ گیاهان؛ حیوانات و انسانها؛ یک خانوادهی بزرگ را تشکیل میدهند که وابسته به هم و نیازمند یک دیگرند ولی انسان ممکن است به جای استفادهی متعادل از نعمتها؛ با استفادهی بیرویه؛ نادرست و نامحدود از منابع طبیعی و زیرزمینی؛ جنگلها و گیاهان؛ خاک؛ آب؛ هوا و حتی جسم خود که تماماً" هدیهی الهی است؛ چرخهی حیات را برای بقا از تعادل خارج و ناپايدار و بيثبات كرده و براي خود و ساير مخلوقات تخريب و بحران به وجود آورد كه اين بی روشی و نقض فرمان است و باهدف خلقت مغايرت دارد
عشق عبارتست از عکس العمل تمایلات ما ، که دیگر متعلق به شخص خود و مطیع نفس خود نباشیم عشق مسبب وحدت و یک پارچگی بین افراد همه هستی می باشد ، فرد عاشق هنجارها و قوانین را به نفع لذت خود نمی کشد ، عشق آزاد کننده است ، عشق با بدبینی و سوءظن همراه نیست ، عشق اعتماد و اطمینان است، عشق فراهم آورنده رشد و خود شکوفایی فرد است.
تمامی دردها با عشق درمان می شود، عشق انسان را عاقل و با تجربه می کند ، عشق ترس را از بین می برد ، عشق اصل همه چیز ، دلیل همه چیز و خاتمه همه چیز است ،
استاد سردار : خواست واندیشه های درون انسان اگر به جهت پیشرفت باشد در انجام وظایف و تحقیقات خوب است ، اما اگر تفکر خالی باشد و بدون تحرک و ساختن ، پاره ای از مسایل ساخته شده را نیز ویران می نماید .
ما در آنچه شما را به عالم سفر علاقه مند و مشتاق می سازد واقف هستیم و در پی بعضی از موارد قدری سفرها کند و کم می شود برای اینست که ارزش همه موجودات الهی را کاملا با احساس خود بگیرید و برای هر یک از آنها ارج بنهید . انسانی که به ایمان و عشق برسد یعنی در واقع به یک آرامش که قبلا درباره آن سخن میگفتیم می رسد و این عمل پایه بسیار محکمی است بر تطابق ها زیرا از این حوزه نمی تواند و یا نمی خواهد که قدمی به جهت بدیها بردارد آنگاه درون و برونحالتی کاملا دوست پیدا میکند و یا باعث پیشرفت هم شده و برای بالا بردن انسان با تمامی خصوصیات ، انسان را آماده میسازد در این مقوله آنقدر نیرومند میشود که هیچ شیطانی به هیچ صورتی در او نمی تواند نفوذ نماید دیگر حفره سیاه و مسایلی که به صورت دام در هر جهت پهن شود به هر شکلی جذابیت نخواهد داشت.
جایگاه رب و مربی ، جایگاه بالایی است ، آنکس که می خواهد به خدای خود احترام بگذارد در ابتدا باید به مربی و استاد خود بر روی زمین احترام بگذارد تا بتواند به خدا احترام بگذارد ، همانطور که گفته اند اگر می خواهی خدا را بشناسی اول خودت را بشناس . «من عرف نفسه فقد عرف ربّه»
پایان هر نقطه ، سرآغاز خط دیگریست.
از قلم است که گامهای بلندش در سراسر گیتی ، روان و جاری می شود: گویی جوی ها به هم می پیوندند تا رود یا رودهای خروشان را تشکیل دهند و آن محتوا را به همه انسانها برسانند. اینها مجموعه ای هستند که اهداف و خواستهای بشری را شکل می دهند و از تصویر به تصویر و از تصویر به بنای حقیقت می رسانند و آن بنا، ساختاریست که نادانان در پی ویرانی آن بوده و هستند و دانایان در پی بنای آن ؛ ولی همیشه پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری بوده و هست و خواهد بود و اکنون ، سرآغاز خط دیگریست که :
جویبارها روان شده اند و همه در یک نقطه به هم خواهند رسید و بستری پر بار را تشکیل خواهند داد که به اقیانوس بزرگ منتهی خواهد شد و آنگاه با فّر ایزدی به مکانهایی که فرمان از آنجا می آید، گسیل خواهند شد و دوباره شکوه سپاه را به شکل دیگری، قدرت مطلق به نمایش خواهد گذاشت که فرمان آن ، جنگ نیست؛ بلکه فرمان آن ، دادن محبت است به هر کس که در وجودش نور، موج داشته باشد و این ، دیگر ابتدا و انتها ندارد، از آسمان بر خاک و از خاک بر بیکران خواهد بود.
برای پیدا کردن مسیر درست هم نیاز به راهکارها و کلیدهایی است تا انسان بتواند هر دری را به روی خود باز کند و این صورت نمیگیرد مگر اینکه انسان تزکیه و پالایش انجام دهد
موضوع بحث ما شناخت انسان است اینکه انسان به کجا آمده و چگونه رجعت میکند. انسان بهعنوان آخرین آفریده خداوند از بالاترین جایگاه برخوردار است و خداوند زمین را گهواره بشریت قرار داد تا با آرامش در این مهد پرورش یابد و با یادگیری مطالب و آموزشها از آنها بهرهای ببرد و به دیگران هم انتقال دهد و بتواند نقطه تفکری را در خود ایجاد نماید ولی متأسفانه برخی انسانها اندیشه و تفکرات راکدی دارند و در هر مقطع از زندگی خود ممکن است دچار رکود گردند اینجاست که باید شکافی در اندیشه آنها ایجاد شود تا ناگزیر به تفکر شوند و هدف و مسیر خود را درست طی نمایند. برای پیدا کردن مسیر درست هم نیاز به راهکارها و کلیدهایی است تا انسان بتواند هر دری را به روی خود باز کند و این صورت نمیگیرد مگر اینکه انسان تزکیه و پالایش انجام دهد تا همه درها به رویش گشوده شوند.
درآموزش های مفید ، انسان به حدی میرسد که از ناتوانی خارج شده و توانایی انجام کار را بدست میاورد.
1-شریک بی زحمت نباشیم :
با توجه به اینکه بر اساس یکی از خاصیت های انسان که دوست دارد خودش را در موفقیت های دیگران شریک بداند ، انسان ها آگاهانه و یا نا خود آگاه دوست دارند که در آن موفقیت شریک باشند و اگر در آن کار نقشی داشته اند حتما آن را مطرح نمایند و از مطرح شدن در آن موضوع انرژی دریافت نمایند. جمله ای از بزرگان است که می گوید :موفقیت خویشاوند زیادی دارد ولی شکست هیچ وارثی ندارد .انسان برای حرکت به انرژی نیاز دارد ولی بسیار مهم است که این انرژی از چه راهی بدست می اید بدست آوردن انرژی از راههای منفی در صور پنهان چند برابر صور آشکار تخریب ایجاد می کند .
رهجو یعنی شخصی که در پی یافتن راه میباشد. یعنی جوینده راه. حال این راه چه میباشد و به کجا میرسد خود جوینده راه میداند و بس. اگر این جوینده راه بخواهد راه را، بدون راه بلد و یا راهنما طی کند، به احتمال زیاد به مقصد نمیرسد،
این رهجو باید گوش به فرمان راهنمای خودش باشد، ایمان داشته باشد که راهنما مانند شمعی است که خود می سوزد، تا رهجویانش به روشنایی برسند، بداند که تسلیم بودن در برابر راهنما رهایی و درمان را برای او به ارمغان میآورد.
خداوند ازطریق علم خود تمام آسمانها وکهکشانها وهرچه درآنهاست به سیطره خود درآوردست وآنهارا اداره میکند.
امام علی(ع)میفرماید هرکسی کلمه ای به من بیاموزد مرا بنده خود نموده است .