خلاصه سی دی منیّت(سی دی تدریس لژیون )

 

گاهی اوقات ممکن است ما جایگاهمان را رفیع تر و بالاتر بدانیم مثلا یک کبوتر یا یک کلاغ یا جوجه مرغ بر اثر اوهام فکر میکند که عقاب است و میخواهد جایگاه خودش را بالا در نظر بگیرد و همان وقت که میخواهد بالا برود و به جایگاه خیالی خودش برسد از صخره ها پرتاب میشود و سقوط میکند و به پایین میفتد.

      تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف             

           مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

ادامه نوشته

تئوری ایکس از مهندس دژاکام

در اجرای این درمان دیدیم که بیماریهای زیادی هم به درمان می رسد و به این نتیجه رسیدیم که مجموعه نوروترانسمیترها یا ناقلهای عصبی و مجموعه هورمونها و مدیاتورها ( مدیاتورها چیزهایی هستند که ارتباط بین اعضای بدن را فراهم می کنند مثلاً  ارتباط بین کلیه و مثانه برای تولید و دفع ادرار) پس مجموعه اینها و غدد درون ریز و برون ریز می شود سیستم ایکس

ادامه نوشته

(انسان اهلی یا وحشی)

 

بعضی‌ها در ظاهر خلق و خوی خوبی دارند، فقط به این دلیل که کسی به جهنم درونشان پی نبرد. ولی بر عکس انسان‌های اهلی ممکن است ظاهر خیلی سفت و سختی داشته باشند، آنها رفتار سفت و محکمی دارند به این دلیل که کسی به بهشت درونشان آسیبی نرساند و این دو کاملاً متفاوت است. این باعث میشود ما از این معدود انسانها خوشمان نیاید و فردی که در اول  از او خوشمان نیامده، خیلی خیلی وضعیت بهتری داشته و انسان متعادل‌تری است و در اعمالی که انجام میدهد ثابت قدم‌تر، و نشانه آن نیز خیلی ساده است.مثال همان گفته‌ای که "دو صد گفته چو نیم کردار نیست" باید دید که درونش چیست. اگر من بخواهم بفهم که آدم اهلی هستم یا وحشی باید ببینم آیا تولید، زایش و خلق دارم یا ندارم. یا فقط سخن میگویم و فضاسازی میکنم، باید دید چقدر تولید دارم. زمانی که شما میخواهید ببینید یک درخت سیب، خوب است یا بد، فقط کافی است به میوه‌های آن نگاه کنید اگر سیب‌های خوبی داشت میفهمید که درخت سیب خوبی است، نیازی نیست با کسی بحث کنید زیرا از روی میوه میفهمید که درخت خوبی است. وقتی انسان به زایش و تولید خود نگاه کند میتواند خیلی مسائل را در درون خود پیدا کند.

 برگرفته از سی دی "خوی وحشی"-استاد امین دژاکام 

رهایی لژیون یکم

معشوقه به سامان شد تا باد چنين بادا
کفرش همه ايمان شد تا باد چنين بادا
ملکي که پريشان شد از شومي شيطان شد
باز آن سليمان شد تا باد چنين بادا
ياري که دلم خستي در بر رخ ما بستي
غمخواره ياران شد تا باد چنين بادا