انسان واختیار
اگر با تفكر و تعقل به جهان هستی نگاه کنیم متوجه میشویم هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشته است. هستی آن چیزی نیست که ما آن را میبینیم و احساس و ادراک میکنیم. در هستی هر ذره نقشی ایفاء و عمل خاصی را انجام میدهد و برای مأموریت و هدفی مشخص آفریده شده است تا موجودیت در تعادل و بقا در چرخهی حیات ادامه داشته باشد
در آفرینش تمام مخلوقات اعم از جامدات؛ گیاهان؛ حیوانات و انسانها؛ یک خانوادهی بزرگ را تشکیل میدهند که وابسته به هم و نیازمند یک دیگرند ولی انسان ممکن است به جای استفادهی متعادل از نعمتها؛ با استفادهی بیرویه؛ نادرست و نامحدود از منابع طبیعی و زیرزمینی؛ جنگلها و گیاهان؛ خاک؛ آب؛ هوا و حتی جسم خود که تماماً" هدیهی الهی است؛ چرخهی حیات را برای بقا از تعادل خارج و ناپايدار و بيثبات كرده و براي خود و ساير مخلوقات تخريب و بحران به وجود آورد كه اين بی روشی و نقض فرمان است و باهدف خلقت مغايرت دارد




پیام