رب و مربی...
استاد سردار : خواست واندیشه های درون انسان اگر به جهت پیشرفت باشد در انجام وظایف و تحقیقات خوب است ، اما اگر تفکر خالی باشد و بدون تحرک و ساختن ، پاره ای از مسایل ساخته شده را نیز ویران می نماید .
ما در آنچه شما را به عالم سفر علاقه مند و مشتاق می سازد واقف هستیم و در پی بعضی از موارد قدری سفرها کند و کم می شود برای اینست که ارزش همه موجودات الهی را کاملا با احساس خود بگیرید و برای هر یک از آنها ارج بنهید . انسانی که به ایمان و عشق برسد یعنی در واقع به یک آرامش که قبلا درباره آن سخن میگفتیم می رسد و این عمل پایه بسیار محکمی است بر تطابق ها زیرا از این حوزه نمی تواند و یا نمی خواهد که قدمی به جهت بدیها بردارد آنگاه درون و برونحالتی کاملا دوست پیدا میکند و یا باعث پیشرفت هم شده و برای بالا بردن انسان با تمامی خصوصیات ، انسان را آماده میسازد در این مقوله آنقدر نیرومند میشود که هیچ شیطانی به هیچ صورتی در او نمی تواند نفوذ نماید دیگر حفره سیاه و مسایلی که به صورت دام در هر جهت پهن شود به هر شکلی جذابیت نخواهد داشت.
جایگاه رب و مربی ، جایگاه بالایی است ، آنکس که می خواهد به خدای خود احترام بگذارد در ابتدا باید به مربی و استاد خود بر روی زمین احترام بگذارد تا بتواند به خدا احترام بگذارد ، همانطور که گفته اند اگر می خواهی خدا را بشناسی اول خودت را بشناس . «من عرف نفسه فقد عرف ربّه»
آری! در کنگره یاد گرفته ایم که وقتی استاد به یک سفر اولی می گوید کاری انجام بده . اوبابت فرمان خود نسبت به شاگرد خود تفکر نمی کند ، زیرا تفکر در دو جهت مثبت و منفی است ، و این در استاد نسبت به رهجو امکان ندارد. آری استاد فقط تعقل می کند. یعنی نسبت به دانش وتجربیات بی نقص گذشته خود رجوع می کند و آنگاه دستوری از سر خیر و محبت صادر می کند.
چون تعقل در یک جهت و آن مثبت است. و می دانیم که عقل اشتباه نمی کند. برای همین می گویند فرمان عقل را در حکم فرمانروای بزرگ اجراء نمایید.
وقتی به رهجو می گوید: قبل از ساعت 11 شب بخواب ، حتماً قبلاً دراین خصوص بررسی کرده و دارای تجربه است.
بعضی اوقات یک رهجو باخودش فکر می کند، چرا استادم جیره من را فلان قدر سی سی و جیره شب برادر لژیونی که با من سفر می کند را بهمان سی سی نوشته. آری! هزاران سئوال در ذهن یک سفر اولی شکل می گیرد. اما باید بداند در سفر اول باید سر خود را با راهنما عوض کند. و راهنما حتماً دلیل منطقی دارد. و هیچگاه بدون تعقل کاری را انجام نمی دهد.
و برای رسیدن به پاسخ عجله نکن. صبر کن. روزی تمام جوابهایت را دریافت خواهی کرد.
در کنگره و از جلسات و لژیون خود لذت ببر، و به آنچه علاقه داری مشغول باش. و از مصرف جیره ات لذت ببر. در کنگره کاری که استاد می گوید را انجام بده ، و هیچگاه خودفرمانی نکن.
و اى آدم تو با جفت خويش در آن باغ سكونت گير و از هر جا كه خواهيد بخوريد ولى به اين درخت نزديك مشويد كه از ستمكاران خواهيد شد (19)
برای همین است که بعضی از سفر اولی ها ، خودشان را با دیگر برادر لژیونی خود مقایسه می کنند می گویند ، من که از او بهتر سفر می کنم. من که تخریبم کمتر است ، من که فقط تریاک می کشم. در حالی که برادر لژیونم نه خوب سفر می کند. درضمن شیشه و کراک هم می کشیده ، پس چرا به او گفت بیا پارک ولی به من نگفت.
اینجاست که وقتی استاد به او می گوید چرا کاری که من گفتم انجام بده ، را انجام ندادی می گوید: من از او بهترم.
حتی این اتفاق در مراتب بالاتر دیده شده است، رهجویی سفر دومی که در افکارش بهم ریختگی ایجاد شده است که چرا استاد من را انتخاب نکرد ، یا چرا استاد مرا حذف کرد. چرا استاد به همه گفت ولی به من نگفت.!!
بعضی وقتها با آنکه از همه بهتری، انتخاب نمی شوی. نکند نا امید شوی. یا اینکه وقتی انتخاب می شوی، تو را غرور بگیرد.
و این را بدان هرکاری که استاد می گوید اگر در صراط مستقیم باشد، باید اجرا کرد ، شاید او کانال فرمان الهی باشد.
آری! مواظب غرورت باش، که قیاس ابتدای وارد شدن به منیت و غرور است.
فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چيز تو را باز داشت از اينكه سجده كنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفريدى و او را از گل آفريدى (12)
آنوقت است که رهجو دیگر حرف راهنما را گوش نمی دهد و شروع به خودفرمانی می کند. و خودش برای سفرش برنامه می ریزد ، ساعت جیره هایش را عوض می کند. و آرام آرام از خودفرمانی وارد نافرمانی می شود . آنجاست که دوباره با نیروهای منفی پیوند می خورد.
این نافرمانی هم در مصرف مواد می شود ، هم در کارهایی دیگری که استاد به او می گوید انجام بده، و او برای انجام ندادنش هزار دلیل برای خود می آورد.
و این نافرمانی ها در رهجو باعث سقوط او می شود ، و مصرف مواد او مثل روزهای اول ورود به کنگره می کند. و آنجاست که طبق نوشتار کتاب کنگره ، استاد دیگر برای رهجویی که خوب سفر نمکند ، زیاد وقت نمی گذارد ، و نافرمانی های مکرر رهجویی به جایی می رسد که استاد او را از لژیون اخراج می کند.
فرمود از آن [مقام] فرو شو تو را نرسد كه در آن [جايگاه] تكبر نمايى پس بيرون شو كه تو از خوارشدگانى (13)
رهجویی که نافرمانی کرده ، موقعیتش را در خطر می بیند، آنوقت نیروهای منفی در سه ضلع به او حمله می کنند (ترس – نا امیدی – منیت) ، آری او که دچار منیت شده بود. حالا ترس تمام وجودش را می گیرد و تمی داند که چه کاری باید انجام دهد و حتی قدرت فکر کردن را هم ندارد ، و از اینکه بیش از 6 ماه آمدنش به کنگره هنوز نتوانسته است خوب سفر کند، نا امید می شود و نیروهای منفی شروع می نمایند به پیامهای ناامیدی ، که این لژیون و این استاد جوابگوی کار تو نیست ، اصلاً کنگره به درد نمی خورد ، تو مال سفرکردن نیستی . بی خیال کنگره باش . اینقدر می گویند که او را از سفر کردن دل سرد کنند.
آری نیروهای منفی(شیطان) هر طور که شده می خواهد تو را نسبت به استادت و سپس به کنگره بد بین کند ، و تمام تلاش شیطان این است که نگذارد در صراط مستقیم حرکت کنی و خوب سفر کنی. چون می داند که اگر از دست موادمخدر خلاص شوی. بعد نوبت ضدارزشی دیگر است که با آن مبارزه کنی ، و آن را هم مثل مواد برای همیشه کنار بگذاری.
آری، شیطان قسم خورد که همگی را گمراه کند (و اغوینهم اجمعین).
آنگاه از پيش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپ شان بر آنها می تازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت (17)
آری! این حرف شیطان با خدا بود. که ما را شکرگزار نخواهی بافت. اما وعده خدا حق است. و او حامی کسانی که در صراط مستقیم حرکت می کنند. اما بدان شیطان به زیباترین شکل ممکن وارد می شود، و خود را شخص خیرخواه ما نشان می دهد. ولی تمام تلاش خود را می کند که ما را از صراط مستقیم دور کند.
و براى آن دو سوگند ياد كرد كه من قطعا از خيرخواهان شما هستم(21)
اما بدان، جایی که نقص فرمان کردی و از درگاه استاد ؛ یا رب خود رانده شدی.
بهترین کار این است که از خدا بخواهی که کمکت کند و تو را به خاطر نافرمانی که کرده ای ، ببخشد. و به خدا بگویی که خود فرمودی: انسان موجودی است که نسبت به رب خود ناسپاس. آری من آن انسان نادم هستم.
گفتند پروردگارا ما بر خويشتن ستم كرديم و اگر بر ما نبخشايى و به ما رحم نكنى مسلما از زيانكاران خواهيم بود (23)
بهترین راه این است که از استاد خود بخواهی که به تو مهلت دهد ، تا بار دیگر جبران کنی.
گفت مرا تا روزى كه [مردم] برانگيخته خواهند شد مهلت ده (14)
آنگاه استاد با تمام وجود به تو مهلت می دهد. فقط مهلت می دهد که از تاریکی خارج شوی. وتو باید طوعون آن اشتباهت را خودت پس بدهی. و مسئولت کار را خودت به عهده بگیری.
فرمود تو از مهلت يافتگانى (15)
(آیات مربوط به سوره الاعراف می باشد) منبع کنگره60
پیام