ذهن انسان یکی از شگفت‌انگیزترین و قدرتمندترین پدیده‌های جهان است. ذهن نه تنها به ما قدرت ادراک می‌دهد بلکه همچنین قدرت خلق آن را نیز به ما اعطا می‌کند. امروزه شواهد علمی نیز این نظریه فلسفی را حمایت می‌کند که ذهن صرفا یک شاهد و گیرندۀ حسی منفعل نیست بلکه واقعیت عینی در تعامل و تاثیر دوطرفۀ ذهن-عین شکل می‌گیرد. در حیطۀ زندگی شخصی نیز، کیفیت ذهن و آنچه در آن می‌گذرد در رقم زدن سرنوشت ما نقشی اساسی دارد.

به همین دلیل است که گفته شده «ذهن یا خدمتکاری عالی است یا اربابی بی‌رحم». حال در مورد شما وضع چگونه است؟ آیا ارباب ذهن خود هستید یا خدمتکار آن؟ آیا ذهن شما به طور خودکار کار می‌کند و شما کنترلی بر آن ندارید؟ آیا ذهن شما شبیه انباری شلوغ است که همه جور وسایل لازم و دورریختنی در آن روی هم انباشته شده‌اند؟ اگر دائما در ذهنتان افکار ناخواسته و خودبخودی در جریان است و هیچ کنترلی بر اطلاعات ورودی به ذهن خود و نحوۀ عمل آن ندارید، باید به شما هشدار دهیم که احتمالا بردۀ ذهن خود هستید و نه ارباب آن.

اکثر آدمها ذهن خود را در حالت خلبان خودکار قرار داده‌اند و تمام اختیارات خود را به ذهن سپرده‌اند. روزانه حدود شصت هزار فکر از ذهن ما عبور می‌کند. اکثر این افکار تکراری، غیرضروری و مضر هستند. بیشتر آنها افکار منفی هستند. افکار آنقدر قدرتمند هستند که بلافاصله با ایجاد احساسی متناسب با خود جسم و روان ما را متاثر می‌سازند. افکار منفی منجر به احساساتی از قبیل ترس، اضطراب، استرس، نگرانی و یاس شده، توانایی هرگونه ابتکار و عمل مثبت و سازنده را از ما سلب کرده و در نهایت ما را به بردگی می‌کشانند.

اما در صورتیکه ارباب ذهن خود باشیم، قادر خواهیم بود که سررشتۀ افکار و بالتبع زندگی خود را به دست بگیریم و سرنوشت دلخواه خود را رقم بزنیم. در این صورت ذهن خود را در جهت دستیابی به اهداف خود برنامه‌ریزی کرده و دائما تحرکات آن را زیر نظر می‌گیریم تا در دام افکار منفی و ناخواسته نیفتیم.

ذهن ما قابلیت‌های فراوانی دارد که از جمله آنها می‌توان به قدرت تفکر، تخیل و شهود را نام برد. ما با استفادۀ آگاهانه و بهینه از این قابلیت‌ها به قدرت جادویی ذهن برای تحقق خواسته‌هایمان دست می‌یابیم.

با شناخت ذهن و توانایی‌های آن و کسب مهارت در استفادۀ آگاهانه از این مهارت‌ها می‌توانیم در تمام ابعاد زندگی خود را غنی‌تر کنیم.