متن وادی اول
به نام قدرت مطلق الله
وادی یا راه اول
با تفکر؛ساختارها آغاز میشود
بدون تفکر،آنچه هست رو به زوال می رود
در این وادی بهتر است بدانیم چگونه همه چیز، پیدا میشود و یا چگونه همه چیز، خلق میشود.برای پیدا شدن یا به وجود آمدن و یا خلق شدن؛ اولین قدم، یک فکر و یا یک اندیشه است و این اندیشه، آغاز خلق است بنابراین؛ همه انسانها برای پیدا شدن، لازم است تفکر نمایند و نیروی القاء و احیا و تحرک هم موجود میباشد.
به عبارتی؛ همه چیز، اول مثل صفحه سفید نقاشی است؛ سپس ذرهذره تصویر پدیدار میگردد و از معنی آن،هم زشت و هم زیبا،و هم خوب و بد پدیدار میگردد
<<پس اول باید تفکر نمود>>
حالا بر میگردیم سر اصل موضوع:
ممکن است ما سالها درگیر مشکلات و مسائلی شدهایم که این درگیری چه دانسته و چه ندانسته، به هر حال فرقی نمیکند؛ چیزی که مهم است این است که ما میخواهیم مسائل و مشکلات خود را حل کنیم و از شر غول بی شاخ و دم مشکلات که زندگی ما را به طرف نابودی یا ناآرامی سوق دادهاند و یا سوق میدهند، رها شویم
ممکن است قیافه ما پژمرده شده باشد و در زندگی ما هرجومرج به وجود آمده باشد در این مقطع، کافی است فکر کنیم که در کجای کار قرارگرفتهایم و به کجا میخواهیم برویم.
در این وادی ما اصلاً نمیخواهیم تصمیم بگیریم که امروز و یا فردا تمامی مشکلات و یا مسائل خود را حل کنیم؛ زیرا بارها این اقدام را انجام داده و با شکست مواجه شدهایم و البته ممکن است در شرایطی هم، از متخصصین و یا دیگران هم کمک گرفته باشیم، ولی آنها هم نتوانستهاند به ما کمکی نمایند.
در این مقطع ما فکر میکنیم که؛
آیا میخواهیم فکر کنیم؟به چه موضوعی باید فکر کنیم؟چگونه باید فکر کنیم؟ به چه چیزهایی نباید فکر کنیم؟
شاید تصور کنیم که ما همیشه فکر میکنیم؛ اما وجود مشکلات و زیادشدن آنها نشان میدهد که ما درست فکر نکردهایم و زندگی خود را بدون تفکر و یا با تفکر غلط ادامه داده و هرچه داشتهایم چه مادی و چه معنوی، از دست داده و یا در حال از دست دادن آنها هستیم و یا حتی ممکن است چیزی را از دست نداده باشیم؛ ولی میبینیم که از آرامش لازم برخوردار نیستیم و این موضوع باعث گردیده که به طرف زوال، در حرکت باشیم.
ما بایستی در این وادی، نقشه حمله خود را برای برطرف کردن مشکلات و حل مسائل ترسیم نماییم؛
البته نقشهای بسیار دقیق و حسابشده، که راه به عقب نداشته باشد.
در این وادی نمیخواهیم نقشهای عظیم ترسیم کنیم؛ اگر ما در این مقطع بتوانیم نقشهای بکشیم که قابلاجرا باشد و مشکلات خودمان را به آرامی حل کنیم بهتر به نتیجه خواهیم رسید.
ما در این تفکر، باید به صورت واقعبینانه به مشکلات خود نگاه کنیم؛ اگر به این تفکر صحیح برسیم، در خواهیم یافت که اراده بهتنهایی، قادر به حل تمامی مشکلات ما نخواهد بود.
میدانیم که ما قادر هستیم از درخت بالا برویم و یا کار دیگری را به صورت معمول به انجام برسانیم، مشروط به اینکه یاد بگیریم چگونه چند کار را باهم و بهطور هماهنگ اجرا نماییم.
برای مثال؛ برای انجام هریک از کارهای فوق، بایستی قدرت بدنی لازم را فراهم نماییم، فوت و فن آن را بیاموزیم، هدف و انگیزه لازم را داشته باشیم و تمرین لازم را نیز انجام بدهیم.
البته در این مرحله، ما و بعضی از ما ممکن است نتوانند درست فکر کنند و تصمیم بگیرند میتوانیم اگر فکرمان به جایی نرسید، از نظر مشورتی افراد باتجربه استفاده کنیم؛ ولی تصمیمگیری نهایی بر عهده خودمان میباشد، به عبارت دیگر مشورت میکنیم؛ ولی تصمیم را خودمان میبایست بگیریم تا اعتمادبهنفس لازم در ما به وجود بیاید.
البته این را نیز بایستی در نظر داشته باشیم که خلقت؛ سازمان و تشکیلاتی است که همه چیز در آن، با نهایت دقت برنامهریزیشده و در هر لحظه کنترل میشود و یک نیروی مافوق بر آن نظارت دارد این نیروی مافوق به صورت خودکار؛ اگر انسان به طرف فسق و فجور برود، او را در فرو رفتن به اعماق تاریکیها یاری میدهد و اگر انسان به طرف تقوا و ارزشها حرکت کند، او را در جهت روشناییها موردحمایت و یاری قرار خواهد داد.
ممکن است بعضی از ما اکنون به این سخن ایمان نداشته باشیم؛ ولی اگر چشم دل خود را باز کنیم، به آرامی آن نیروی مافوق را حس خواهیم نمود و اگر بخواهیم و حس آن را به وجود بیاوریم و طلب کنیم؛ این نیروی مافوق در درمان بیماریها و رهایی ما از بند مشکلات، میتواند نقش بسیار بزرگی را ایفا کند این بستگی به ما دارد که بخواهیم یا نخواهی؛
چنانچه نخواهیم باز آن نیرو به ما یاری خواهد رساند، چون ما به طرف ارزشها حرکت میکنیم و تنها فرقی که بین خواستن و نخواستن ما وجود دارد، آن حس یا قوت قلبی است که خودمان در خودمان به وجود میاوریم که میتواند تکیهگاه مناسبی باشد وگرنه آن نیرو به صورت خودکار، کارش را انجام میدهد و برای او زبان، نژاد و رنگ پوست فرقی ندارد؛ چون پاکترین انسانها، نزدیکترین افراد به آن نیرو هستند.
پایان وادی اول
همسفر میلاد عیدی لژیون آقای احمدخادمی
پیام