سی دی خاصیت عشق ( استاد امین )
رسالت یک همسفر در کنگره تنها رهایی مسافر نیست خود همسفر نیز یک سفر غیررسمی را پشت سر می گذارد و این سفر غیررسمی و به قول معروف زیرپوستی به مراتب سخت تر از طی کردن سفر رسمی میباشد.
یک همسفر گذشت،صبر و بخشش را در وجودش پرورش میدهد،خواستههای خود را میشناسد ، برخی از آنها را تغییر میدهد ، خاطرات ناخوشایند و تلخ،هجوم القائات منفی و .....را متحمل میشود و صبوری میکند. چرا؟
چون این رهایی خواسته معقول این همسفر است و نمیخواهد از رسیدن به آن صرفنظر کند.یک همسفر مشکلات زیادی از جمله:اجتمایی، اقتصادی، خانوادگی،مسائل و مشکلات فرزندان و...... را متحمل میشود و از این مشکلات به عنوان مسائل یاد میکند و در حل آنها کوشش میکند.بدیهایش را میشناسد،تاریکیهای خود را مورد بررسی قرار میدهد. درست است که این کار زمان زیادی را به خود اختصاص میدهد اما نتیجه رضایتبخش خواهد داشت.
در اغلب مواقع صراط مستقیم پس از حل این مسائل خود را به فرد نشان میدهد و این نیز از معجزههای تزکیه است. صبر و تحمل باعث تغییر احساسات و عواطف من ، در نتیجه تغییر مسافرم میشود و این باعث میشود تا مسافر بیچون و چرا در صراط مستقیم قرار بگیرد.
به عبارت دیگر حس،سایه و جاذبه را باید با تمام وجود درک کرد.برای به وجود آمدن محبت در وجود یک فرد باید اول بستر مناسبی برای آن فراهم شود تا بعد آرام آرم محبت درون فرد حلول پیدا کند.
یک هواپیمای مسافربری نمیتواند هر کجا که خواست فرود بیاید،وسط بیابان و در عمق دریاها و......هر کجایی جایگاه فرود نیست فقط یک جایگاه برای فرود وجود دارد و این جایگاه فقط و فقط باند فرودگاه است.باند فرودگاه استحکام بالایی دارد متلاشی نمیشود از هم نمیپاشد، خراب نمیشود .
این بستر مناسب استقامت تحمل وزن این هواپیما را دارد و هیچ ایرادی به آن وارد نخواهد شد. جاذبه تنها یک ضلع مثلث عشق است ، حس و سایه نیز باید وجود داشته باشد.جاذبه یعنی کسی که من خیلی سریع با او انس میگیریم و خیلی سریع تر از او دل میکنم و انگار نه انگار که او وجود خارجی در زندگی من داشته یا اینکه شما احساس میکنید کسی را خیلی دوست دارید و به او عشق میورزید اما کافی است همین فرد کاری بر خلاف میل شما انجام دهد آن وقت کاملاً از چشم شما خواهد افتاد اما در عشق چنین مسائلی وجود ندارد و فرد عاشق حتی در مواقعی که دارد از سوی معشوق عذاب داده میشود نگران خود معشوق است که مبادا این ناراحتی و عصبانیت ضرری برای او داشته باشد و او را آزردهخاطر و ناراحت کند.
دچار ناراحتی شدید شدن ، دچار خشم زیادشدن و.......نشاندهنده این است که محبت و عشق هنوز به آن درجه پختگی خود نرسیده است .
مسئله شخصیت و احترام جای خود اما دوست داشتن هم مراتب متفاوتی دارد. ممکن است من شخصی را خیلی دوست داشته باشم اما زمانی که او را آزردهخاطر و ناراحت و....... میکنم یعنی درجه خلوص این عشق خیلی کمتر از آن چیزی است که من فکر میکنم.مانند طلای دوازده عیار ، که باید به نقطه جوش برسد تا ناخالصی از آن جدا شود و سپس تبدیل به طلای چهارده عیار ،شانزده ، هجده و یا بیست و چهار عیار شود.
این مراحل درد دارد،رنج و سختی دارد و هر آنچه که لازم باشد باید تحمل کنی تا به بخشش دست پیدا کنی. یکسری افراد پیش من میآیند و میگویند من میخواهم فلانی را ببخشم اما نمیتوانم ،من هم در جواب میگویم اگر نتوانی پس خداحافظ، تحمل این درد (بخشیدن دیگران)چیزی است مثل درد زایمان که نمیشود از آن فرار کرد،احتمال دارد الآن پیش خودتان بگویید سزارین یعنی زایمان بدون درد اما اشتباه میکنید .
درد سزارین بعدها خودش رانشان میدهد و در مدت زمان طولانی ادامه پیدا میکند.شما همان درد زایمان را در طی مدت یک سال تجربه خواهید کرد پس زایمان بدون درد امری غیرقابل دستیابی میباشد.
این چیزی است شبیه درد خالکوبی،چیزی شبیه ماساژ کمر فردی که کمردرد شدیدی دارد.کسی که رگ سیاتیکش گرفتهشده درد زیادی دارد برای خوب شدن احتیاج به این ماساژ دارد و باید درد ناشی از این ماساژ را تحمل کند.حالا احتمال دارد فرد ماساژ دهنده ناشی باشد و این درد را صد چندان کند و یا این فرد مهارت این امر را داشته باشد و درد را به حداقل برساند.
اگر علم فرد نسبت به بخشش زیاد شود بخشیدن انجام میپذیرد،دردش هم هست ولی به حداقل رسیده است ،اما اگر علم نداشته باشد درد زیادی دارد.اگر کسی بخواهد با گذشت،باصفا،بامحبت،عاشق و ........باشد این امور بدون درد غیرقابلدسترسی هستند.برای عاشق بودن باید دیوانه باشید ،نه از آن دیوانههای تیمارستانی این دیوانه با آن دیوانه تمایز دارد.
تمامی ساختار هستی بر اساس عشق بنا شده است. تمامی استعدادها،تواناییها،قدرت شعر گفتن،یادگیری علوم ،فیزیک جسمانی،تحلیل ریاضیات و هر نیروی دیگری اساسا با عشق و محبت کار میکند. اگر کسی عالم،نابغه،هنرمندو......میشود یعنی عشق بسیار زیادی در وجودش بوده است.آن شخصی که موتزارت،مولانا،نیوتون و.......میشود نشان میدهد که استعداد و تواناییهایش با وجود عشق و محبت بارور شده است.
عشق و محبت تنها بستری است که میتواند هر بذری را به بار بنشاند و کینه و نفرت تنها بستری است که میتواندریشه تمامی محبتها را بخشکاند و جلوی رشد آنها را بگیرد.عشق و محبت تواناییها را بارور و کینه و نفرت تواناییها را عقیم و بیبار میکند.من در یک فاصله زمانی آدم کینهای بودم ،این کینه جلوی آموزش من را میگرفت و مرا تبدیل به فردی خنگ کرده بود،کینه و نفرت نمیگذاشت که من چیزی یاد بگیرم .هر چقدر که کینه و نفرت از وجود من دور شد تواناییهای من بالاتر رفت.
اگر شما هم دقت کرده باشید ،نفر اول کنکور با کینه و نفرت،با حسادت و درگیری و..........به این جایگاه نرسیده است. فردی که دریک روستای دورافتاده زندگی کرده و حالا نفر اول کنکور شده با عشق به این جایگاه رسیده است.به دست آوردن عشق و محبت راه دستیابی به موفقیتهای شغلی،تحصیلی،ازدواج و......را هموارتر میکند ،اما فرد باید از یک آتش سهمگین عبور کند تا به دریای محبت و عشق برسد ولی خوشبختانه راه تزکیه و پالایش زود جواب میدهد.
با اولین پالایش نتیجه نمایان میشود ،فقط کافی است که انسانها یک لکه کوچک را از زندگی خود خارج کنند تا به همان نسبت نور وارد زندگی آنها شود.مانند پردهای که جلوی ورود نور را گرفته باشد و هنگامی که ما این پرده و لکه را کنار میزنیم از روزنه پشت پرده و لکه نور دریافت میکنیم.
نکته پایانی اینکه جاذبه در فواصل کوتاه اثرگذار است اما در فواصل طولانی اثر ندارد.به طور مثال:شما فردی را میبینید و جذب او میشوید و زمانی که در کنارش هستید احساس خوبی دارید ،اما وقتی که رفت عین خیالتان هم نیست که رفته و ممکن هست شش ماه هم از او خبری نگیرید.اما عشق و محبت فاصله نمیشناسد.فرد عاشق دور هم باشد دلتنگ معشوق است ،نزدیک هم باشد دلتنگ معشوق است و فاصله در این دلتنگی بیاثر میباشد.
پیام