در مواجهه با طوفانهای زندگی،  یاد میگیریم که نباید از کسی توقعی داشته باشیم، مگر ازخودمان...

 متوجه میشویم بعضی را هرچند نزدیک، نباید باور کرد...

 متوجه میشویم روی بعضی هر چند صمیمی، نباید حساب کرد...

 میفهمیم بعضی را، هر چند آشنا، نمیتوان شناخت، چرا که گاهی انسانها، از آنچه دوست

 میداشتند باشند سخن میگویند نه از آنچه هستند...

و این اصلا تلخ نیست، شکست نیست، رسیدن به معرفت وآگاهی نام دارد...

 واینچنین  است که در حین آگاه شدن ناگزیراز  درد کشیدنی ، ورسیدن به این آگاهی 

وشناخت دردناک است اما تلخ، هرگز... 

  البته یادمان باشد هیچ آدمی به همان خوبی ای که فکر میکنه زندگی نمیکند ! ما در همه

 چیز فقط تقریباً هستیم ...

 واینکه :اگر از کسی انتظاری نداشته باشیم هیچ گاه نا امید  نمیشویم...