عقاب درون...
تنها راه رسیدن به آرامش تسویه، تصفیه و تزکیه است در غیر اینصورت راه های دیگر شاید نگهدارنده باشد ولی مانند داروهای نگهدارنده ضرر آن بیشتر از منفعت آن است مثل متادون و یا مثل وزن کم کردن است که دنبال چیزی هستیم که بخوریم تا وزن ، کم کنیم در صورتیکه برای وزن کم کردن باید در پی نخوردن باشیم و برای بد نبودن باید به دنبال راه های بد نکردن باشیم نه اینکه کدام دعا یا آیین مذهبی را انجام بدهیم تا خوب بشویم منظور کسانی است که به مکه می روند تا به خیال خودشان تمامی گناهانشان بخشیده شود تا دوباره از اول شروع کنند، درحالیکه که توبه به معنی بازگشت است و شما باید بعد از توبه اقدام به جبران خسارت کنید. انجام فرایض دینی یا عبادات ظاهری بسیار نیکوست ولی مفهوم تزکیه فقط دعا و عبادات ظاهری و فرایض دینی نیست بلکه اگر توام با دوری از انجام ضد ارزش ها و تزکیه باشد ارزشمند و تاثیرگذار خواهد بود بعبارت دیگر مثل شفا و دواست که اگر هر دو با هم باشد، درمان صورت می گیرد در غیر اینصورت مسکنی بی اثر یا کم اثر خواهد بود انجام فرایض دینی می تواند حکم شفا داشته باشد در صورتیکه که دوری از ضد ارزش ها را مکمل آن کرده باشیم یا به گفته دیگر برای اینکه عقاب درون خود را به پرواز در آوریم نیازمند تزکیه و پالایش هستیم .
عقاب سنبل هوش ، قدرت و جایگاه است عقاب بالاترین هوش و بالاترین قدرت و جایگاه را دارد همچنین عقاب با داشتن بالاترین سرعت دارای بیشترین دقت نیز هست نشانه آن این است که در صحرا اگر عقاب در ارتفاع بسیار بالا یک موش کوچک را ببیند با چنان سرعتی شیرجه می زند که موش فرصت فرار هم پیدا نمی کند اگر عقاب به اندازه یک صدم در محاسبات خود اشتباه کند و با آن سرعت با زمین برخورد کند کاملاً متلاشی می شود در حالیکه آنقدر دقیق و سریع است که موش را در چنگال خود میگیرد و دوباره پرواز می کند و اکثراً هم شکست نمی خورد، انسان اگر بخواهد از نیروی خود استفاده کند یا اینکه بین نیروهای خود همبستگی و هماهنگی ایجاد کند مثل عقاب تیزبین و تیزهوش می شود .
کسی که درست کارش را انجام دهد هیچکس جرات نمی کند به جایگاهش تعرض کند. اگر کسی به جایگاه کسی تعرض میکند یعنی اینکه او عقاب نیست جایگاهش را جایی درست نکرده است که نتوان به آن تعرض کرد عقاب جایگاه خود را جایی درست میکند که با هلیکوپتر هم نمی توان به آن دسترسی پیدا کرد و این مقایسه بدین علت است که اگر کسی به ما تعرض می کند همه تقصیر خودمان است که جایگاهمان را محکم نساخته ایم و همه موارد را در نظر نگرفته ایم.
عقاب قادر است زندگی را از بالا نظاره گر باشد در نتیجه آینده را در زمان حال حس می کند پس تمثیل عقاب می تواند بصیرت انسان باشد که هر انسان در درون خود بصیرتی دارد یعنی اینکه آینده را در زمان حال دیدن که مثل عقاب قادر است با محاسبات دقیق تمام فنون زندگی را بدل کند کار زندگی فن زدن است و کار شما بدل زدن است در غیر اینصورت مرتب پشت پا می خورند.
تمامی انسان ها از نظر عقلی باهم برابر هستند و عقل کسی از دیگری بیشتر نیست ولی از لحاظ دسترسی به عقل هیچکدام از ما با هم برابر نیستیم و هر کس به اندازه ای به عقلش دسترسی دارد که قبلاً خودش را مساعد کرده است منظور از عقاب درون همین عقل است.
همه این صفات عقاب بودن را در درونشان دارند ولی از نظر به پرواز درآوردن آن عقاب هیچکدام با هم برابر نیستیم باید آن عقاب را به پرواز در آورد وگرنه او یک مرغ خانگی بیش نیست و این پرواز فرق بین عقاب و مرغ خانگی است، پس منظور از واژه نمی توانم در اصل نمی خواهم است که ما برای توجیه آنرا به نمی توانم تبدیل می کنیم .
ما در اینجا در حال آموزش عقاب درون خودمان هستیم در ضمن وقتی ما در سلامتی هستیم عقاب بودن خود را تجربه نموده ایم ما زمانی که تمامی جوانب کار را در نظر نمی گیریم شکست می خوریم حال اگر ما بیاییم خود را به جای عقاب جا بزنیم مرتب شکست خواهیم خورد چون آن جایگاه مال ما نیست ، در آرم کنگره یک سنبله گندم دور مثلث وسط آرم وجود دارد که نماد محبت است که این دانه های گندم مانند زنجیر به یکدیگر چسبیده اند.
همه انسان ها دارای نیروی بصیرت هستند که در این موضوع هم از نظر پتانسیل همه با هم برابرند ولی از نظر به جنبشی در آوردن این نیروی پتانسیل اصلاً هیچکدام از ما با هم برابر نیستیم هر انسان در درون خود بصیرتی چون عقاب دارد که مثل عقاب قادر است تمام فنون زندگی را بدل کند مانند زمانی که عقاب برای شکار موش شیرجه می زند تمام حرکات موش را پیش بینی می کند و بدل تمام حرکات موش را می زند.
و سر بر قایق زندگی بر روی امواج زندگی موج سواری کند یعنی شما به زندگی فرمان می دهید و از روند زندگی لذت ببرید در غیر اینصورت لای امواج زندگی درگیر و مغلوب مشکلات و در حال شکوه و شکایت در جهانی از ناامیدی می باشد. که افرادی با این چنین اخلاقی همیشه در حال شکایت هستند و مانند آن مثل من بیست گرفتم ولی به من صفر دادند می باشند.
شاید تصور شود انسان راه حل را نمی داند ولی شاید اینگونه نباشد و نه اینکه راه حل را نداند بلکه راه دسترسی به عقاب درون را گم کرده است که ما در کنگره می گوییم (( ره گم کرده )) و به طور کلی هیچکس به اندازه خود شما بهتر و بیشتر نمی تواند به شما کمک کند یا بهترین راهکار آن چیزی است که از درون خودتان به شما داده می شود حتی شما بعد از مشورت با سه نفر باید اطلاعات آنها را در کنار راهکار درون خودتان قرار دهید و بهترین راهکار را از درون خودتان بدست آورید.
در نا خود آگاه انسان جواب بیشتر سئوالات انسان وجود دارد ولی بنا به دلایلی راه دسترسی به آنرا نداریم یک مسئله ای که همیشه من می گویم و به آن اعتقاد دارم این است که اعتیاد را خودمان انتخاب کرده ایم آن زمانی که خواستید به دنیا بیایید مانند انتخاب رشته دانشگاه واحد اعتیاد را انتخاب نموده ایم و حالا باید پاس کنید و تقصیر هیچکس نیست و این واحد را خودتان انتخاب کرده اید و در آنجا تمام مسائلی که باید در مورد اعتیاد می دانستید در درونتان گذاشته اند و در اینجا شما دارید یکی یکی از درونتان آن اطلاعات را در می آورید یا به قول سقراط ما در اینجا به یاد می آوریم نه اینکه چیزی را یاد بگیریم البته بشرطی که تمام حواستان به من باشد و گل تان هم مانند گل کوزه گران باشد و نوشته روی آن نوشته شود .
مانند سواد داشتن و نداشتن کسی که خواندن و نوشتن بلد نیست آیا سواد ندارد ؟ و یا اینکه سواد را در خود دارد و راه دسترسی به آن و یا از قوه به فعل در آوردن آ ن را نمی داند همه انسان ها سواد دارند چون امکان ندارد انسانی که روح در او دمیده شده است بی سواد باشد و خدا می گوید من در انسان کلامت الله را دمیده ام
معلم به ما می آموزد که چگونه قوه درون نا خود آگاه را به فعل درآورید یا اینکه چگونه جواب را از ناخود آگاه به خود آگاه منتقل کینم. خود آگاه مانند کوه یخی است که یک مقدار کمی از آن روی آب پیداست و بقیه آن اطلاعات و آگاهی ماست که در زیر آب پنهان است.
منظور از سفر یک سیر فیزیکی و جسمی نیست بلکه آموزش راهکارهایی است که بتوانیم به شهر ناخود اگاه خود وارد شویم. سفر از مصرف مواد مخدر تا قطع آن سفر دوم از قطع مواد مخدر تا رسیدن به خود سفر اول رفع حجاب ست سفر دوم فصل کتاب ست که منظور از رسیدن به خود پیدا کردن عقاب درون خود است چون هر انسانی در درونش عقابی دارد که خود نمی داند یا شاید راه دانستن را نمی داند که اگر بداند آنگاه او را تعلیم می دهد تا آماده پرواز بگرداند شاید عقاب درون در زیر لایه هایی مثل دروغ ، کینه ، حسادت ، مواد مخدر و به طور کلی انواع ضد ارزش ها زندانی باشد و منظور از به پرواز درآوردن آزاد کردن عقاب از بند های نامرئی ست که به خود زده ایم عقاب بودن را باید تجربه کرد آیا می دانید عقاب از تفکر بالایی برخوردار است عقاب را نمی توان به آسانی شکار کرد مگر با مکر و حیله انسانی در هر صورت نشان عقاب بسیار با ارزش است و فر اهورایی دارد اگر دیده شود که عقابی شکار شده است فقط یک علت دارد آن هم بیمار بودنش است ، چون بیماری و ناخوشی تفکر را زایل می کند و نبود آن تفکر ، سیستم ایکس را و باعث بهم خوردن سیستم او می شود و جهت را نمی یابد و دچار مشکل می شود.
پیام