سیگار...
در مورد تاریخچه سیگار می توان گفت بیش از 500 سال پیش جهانگردی به نام کریستف کلمب که قاره آمریکا را کشف کرد ، جزیره ی ناشناخته ای را کشف کرد که الان به نام کوبا نامیده می شود او وقتی وارد این جزیره شد مشاهده کرد بومیان آن جزیره، یک سر لوله هایی که از جنس برگ خشک شده بود آتش زده وپک می زدند ودر مراسمهای مختلف از این لوله های از جنس برگ استفاده می کردند وخود آن بومیان آنرا توباک می نامیدند وریشه کلمه تنباکو از توباک گرفته شده است، کریستف کلمب این تخم این برگ را از کوبا به پرتغال واسپانیای امروزی آورد وآنرا بعنوان یک گیاه جادویی کاشت ودر ادامه این برگ را به حالتهای مختلف دود می کردند وبعد کم کم به شکل سیگارت درآمد وخود کریستف کلمب نمی دانست که چیزی که بعنوان یک داروی شفا بخش آورده روزی یک بلای خانمان سوز ومرگ آور برای میلیارد ومیلیون ها نفر درسال در سطح جهان خواهد شد .
از نظر من هدف از اینکه این دستور جلسه جزء دستور جلسات سالیانه قرار داده شد این بود که همانطور که ما از اعتیاد رها شده ودرمان اعتیاد اتفاق افتاد باید فکری هم برای سیگار بکنیم .
سیگار به عنوان یک آنتی ایکس ، تعداد زیادی سیستمهایی که درون سیستم ایکس فعالیت دارند را دچار اختلال جدی می نماید ؛ از جمله استیل کولین. بنابراین در این شرایط نمی توانیم انتظار داشته باشیم که سیستم ایکس یک فرد سیگاری در شرایط متعادل باشد و این عدم تعادل در سه بخش جسم ، روان و جهانبینی خود را به نمایش می گذارد . درست مثل بقیه مواد مخدر .
نکته دیگر اینکه سیگار در کنار OT مانند پارازیت عمل می کند و در عملکرد OT اختلال ایجاد می کند . سفر اولی هایی که بعد از 3 ماه سفر وارد لژیون ویلیام وایت می شوند و مصرف آدامس نیکوتین را شروع می کنند ، تازه متوجه قدرت OT می شوند و از OT نهایت لذت را می برند. در نبود سیگار ، OT از اثر گذاری ، ماندگاری و راندمان بسیار بالایی برخوردار است . سفر اولی هایی که سیگار نمی کشند حقیقتاً از سفر خود لذت بیشتری می برند و مشکلات کمتری دارند . قطعاً در پایان سفر نیز سیستم ایکس آنها از عملکرد قویتری برخوردار است . نکته جالب این است که کنار گذاشتن سیگار در سفر اول خیلی راحت از سفر دوم است .
اعتياد پاسخی فيزيولوژيک است که مصرف پی در پی مواد مخدر موجب آن می شود و عملکرد طبيعی نورونها و سيناپس هارا تغيير می دهد.هنگامی که عملکرد نورون يا سيناپسی توسط مواد مخدر تغيير کرد از آن پس آن نورون يا سيناپس به طور طبيعی به کار خود ادامه نمی دهد مگر با بودن موادمخدر.
شخص با مصرف پی در پی مواد مخدر به آن معتاد می شود و بدن او نسبت به آن ماده مخدر عادت می کند.شخص معتاد بايد با گذشت زمان مقدار ماده مخدر مصرفی اش را افزايش داده تا نياز بدنش تامين شود.نيکوتين ماده ای اعتياد آور است که در برگهای گياه تنباکو يافت می شود.اين ماده بسيار سمی است و حدود60 ميلی گرم از آن برای انسان مرگ آور است. نيکوتين سريعا وارد جريان خون شده و در بدن به گردش در می آيد.عملکرد نيکوتين در مغز شبيه به عملکرد انتقال دهنده عصبی استيل کولين است.
نيکوتين به دليل شباهت ساختاری با استيل کولين به محلهای مخصوصی در سلول عصبی که به طور طبيعی محل ها گيرنده های استيل کولين هستند متصل می شوند.اين جايگاهها از مراکز کنترل مغز هستند که بسياری از فعاليت های مغزی را کنترل می کنند.اتصال نيکوتين به سلولهای عصبی موجب تغييرات بسياری می شود پس از مدتی بدن فرد سيگاری تنها در حضور نيکوتين به جای استيل کولين به طور طبيعی کار می کند و در حضور حذف نيکوتين حالت طبيعی بدن مختل می شود.هنگام بدست آمدن اين حالت تنها راه برگشت بدن به حالت طبيعی کشيدن سيگار است.در اينجا است که می گوييم فرد سيگاری معتاد به کشيدن سيگار است.
برای درمان سیگار باید سازگاری انجام شود ، پروانه یک شبه سیاه نمی شود ، بلکه کلی زمان می برد ، هستی می گوید تو سازگاری و من تو را می خواهم ، این در مسئله درمان اعتیاد هم صادق می باشد ، آن روشی کار ساز است که سازگار تر است ، این که من بگویم از فردا سیگار نمی کشم ، درست است ، با چه قیمتی بر روی سیستم عصبی و ... چه فشاری را فرد باید تحمل کند و تا کی ؟
سازگاری اگر انجام نگیرد منجر به شکست خواهد شد ، در روش های ترک هم به دلیل در نظر نگرفتن سازگاری به هیچ جایی نمی رسند ، در گنگره60 لژیونی بقا دارد که با مرزبان ، شاگردها با اعضا و ... سازگار باشد ، اگر راهنما خیلی باهوش و قوی باشد اما سازگار نباشد محکوم به شکست ست ، یک ایجنت هم همینطور ، ایجنتی برنده است که در کار خود سازگار باشد ، اگر نباشد از بین میرود.
هستی اصلاٌ انسان ناسازگار را نمی خواهد ، این تکامل طبیعی می باشد ، همان تکامل عمومی در واقع باید سازگار بود تا تکامل پیدا کرد ، انسانی در هستی بقا دارد که سازگار باشد ،
در سیگار هم به این صورت است ، اگر مشکل را پیدا و آن را حل کنیم دیگر نه گرایشی وجود دارد و نه وسوسه ای .
در گذشته هم آدامس نیکوتین بود ، اما روش استفاده از آن را بلد نبودند ؛ ماده مهم نیست مهم طرز استفاده از آن است ، شما یک آشپز را بیار و به آن برنج دم سیاه مازندارن ؛ روغن کرمانشاهی ، لپه عالی و زعفران قائنات به آن بده ؛ اما اگر آن شخص بلد نباشد برای تو سوپ درست می کند یا آش ، حالا اگر مواد درجه دو به یک آشپز بدهی که وارد است برای تو بهترین غذا را درست می کند ، متادون چیز خوبی است ، اما روز 30 یا 40 تا متادون را نباید به شخص داد.
سیستم بدن ما با نیکوتین عادت کرده ، ما باید از نیکوتین جایگزین استفاده کنیم ، تا سیستم عصبی ما بهم نریزد ، به این دلیل درمان حدود یک سال زمان می برد ، آن زمان نیکوتین را از سیگار و توسط ریه جذب می کردیم ، اما حالا از طریق دهان نیکوتین را جذب می کنیم ، طریقه جذب متفاوت است و ماباید سازگار شویم ، به این دلیل است که چند روز اول یا هفته های اول کمی سخت است ، باید بدن سازگار شود ، بعد هم به روش D.S.T آن را کاهش میدهیم ، در ضمن آدامس از چسب و قطره و قرص خیلی بهتر است ، چون ما در هنگام گشیدن سیگار ، عادت به تکان خوردن فک داشتین ، در واقع دم می گرفتیم ، آدامس بیشتر کمک میکند تا عادت ما که یک کار فیزیک است را انجام دهیم و تکان خوردن فک کاری است که جلوی استرس را می گیرد .
در مورد سیگار هم همین طور است ، سقوط آزاد یعنی جنگ و افرادی که اقدام به جنگ میکنند که دیگر منطق در آنها جواب نمیدهد و حرف حساب را درک نمیکنند ، قطع سیگار به طور ناگهانی یعنی جنگ و D.S.T یعنی صلح ، به این صورت که به آرامی به درمان میرسیم ، همان طور که دیگر بچهها این کار را میکنند ، سیگار کشیدن یعنی جنگ ، کاش همان طور که با آینه میتوانیم خود را نگاه کنیم میتوانستیم درون ریه خود را نگاه کنیم ، در واقع ما با کشیدن سیگار میلیاردها سلول دارای شعور را نابود میکنیم و با دود سیگار آن را بمب باران کرده و آنها را از بین میبریم ، ما چیزی به عنوان سم زدایی نداریم و خارج کردن مواد مخدر از بدن باعث ایجاد مشکلات بسیاری میشود
حالا خودتان قضاوت کنید که سیگار کشیدن عمل سالم است یا نه ، ما آیا به مرحلهای رسیدهایم که فرق عمل سالم را بدانیم ، آیا آنان که میدانند با آنان که نمیدانند برابرند؟ اگر یک دزد ، دزدی بکند حکمش 50 ضربه شلاق است ولی اگر قاضی دزدی کند حکمش چیست ؟ قاضی باید 500 ضربه شلاق بخورد !!
دزد نمیداند چون نمیداند جرمش سبک تر است ، اما قاضی که میداند اگر دزدی کند جرمش 10 برابر سنگین تر میباشد ، ما یک موقعی نمی دانستنتیم ، اما حالا که میدانیم چه ؟
پس یک راهنما ، دیدهبان ، مرزبان ، ایجنت ، زمانی که سیگار میکشند عمل سالم را انجام نمیدهد ، خوب چطور میتوانند از دیگران انتظار داشته باشند که دیگران عمل سالم انجام دهند ؟
بنابراین ما در کنگره به افکار سالم ، گفتار سالم و کردار سالم اعتقادداریم ، کردار سالم همان کردار صالح میباشد ، کاری که آخرش به صلح برسد ولی مصرف سیگار آخرش صلح نیست !شما ریه را از بین میبرید و در حال جنگ به جسم خود هستید و این عمل سالم و صالح نیست.
پیام