همه انسان ها قابل اعتماد و اطمینان هستند اما در دامنه ارتعاش خودشان" یعنی چه؟؟

زمانی پیش می آیدکه انسان بر اثر ناآگاهی و جهل مثلا در دوران کودکی و نوجوانی و یا حتی در زمان های دیگر به همه اعتماد می کند اعتمادی بدون شک و آگاهی،ممکن است شخصی از این اعتماد سوء استفاده کرده و تخریبی را برای فرد مورد نظر بوجود آورد،در این شرایط قلب فرد می شکند و از اعتماد خود پشیمان می شود،علت چیست؟؟ باید بدانیم که اعتماد کردن لازم و ضروری است و جزء ملزومات حیات است،اگر فردی نتواند به دیگران اعتماد بکند نمی تواند به آنها نزدیک شود و در این صورت نمی تواند از آنها انرژی بگیرد و به یک موجود منزوی و تنها مبدل می شود. تاریکی همین گونه آغاز می شود که انسان ارتباط خود را با انسان ها و هستی قطع می کند و شروع به منجمد شدن می کند،حقیقت این است که می توان به دیگران اعتماد کرد اما با آگاهی و تفکر،در این مورد می توان انسان ها را به فنر تشبیه کرد،فنرها همه در ظاهر به یک شکل هستند اما در این خصوصیت که هر کدام توانایی متفاوتی در تحمل فشار دارند انواع مختلفی دارد،مثلا : یک فنر 5 کیلوگرم را تحمل می کند اما یک فنر دیگر 56 گرم و یک فنر دیگر... همه اینها فنر هستند اما باید با توجه دامنه ارتعاش آنها و تحمل آنها به آنها فشار آورد. انسان ها نیز همین گونه اند می توان به آنها اعتماد کرد اما در دامنه ارتعاش مخصوص به خودشان،مثلا به فردی فقط در حد یک چای خوردن می توان اعتماد کرد،به فرد دیگری در حد روابط خانوادگی،ساختار انسان ها این گونه است هر چه دامنه ارتعاش آنها یعنی دانایی آنها بیشتر باشد ظرفیت و آگاهی آنها نیز بیشتر می شود که همه انسان ها می توانند این مراحل را طی کنند و به آن برسند،

زمانی به انسان ضربه وارد می شود که انسان ابتدا اطمینان می کند نا آگاهانه بعد مشکلاتی بروز می کند و تخریب ایجاد می گردد. در این تخریب بوجود آمده بخشی از بار مسؤولیت آن بر عهده خود ماست با انتخاب و برآورد اشتباه خود باعث شده ایم افرادی که می توانستند دوست ما باقی بمانند تبدیل به دشمن ما شده اند،این قانون در کنگره 60 نیز اجرا می گردد هر کسی که طبق اصول کنگره پیش میرود و به حرمت ها احترام می گذارد کنگره به آن فرد اعتماد می کند و در قستمی او را به خدمت می گیرد و بعد عملکرد آن به دقت بررسی می شود اگر ظرفیت لازم را داشت به مرحله بعد ارتقاء می یابد در غیر این صورت از آن خدمت حذف می گردد،در کنگره به جایگاه ها باید به دید خدمت نگاه شود اگر فردی در جایگاهی که دارد نتواند کار آیی داشته باشد اگر تمام عالم هم به او سجده کند آن جایگاه برای او نمی تواند جذابیت و لذت طولا نی داشته باشد، مهم این است که عمل مثبتی در آن جایگاه صورت گیرد زیرا هیچ جایگاهی به تنهایی نمی تواند برای انسان قدرت و انرژی به همراه داشته باشد.