خودآ
خدایی در این نزدیکی است. در مکّه دیدم خدا چند سالی ست که از شهر
مکّه رفته ... و انسانها به دور خویش میگردند! در مکّه دیدم هیچ انسانی
به فکر فقـــیردوره گرد نیست! دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان
خویش را بـــزُداید غافل از اینکه آن دوره گرد، خود خدا بود! در مکّه دیدم،
خدا نیست! و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم و درهمان نماز ساده
ی خویش، تصور خدا را در کمک به مردم جستجو کنم آری ... شاد کردن دل
مردم ، همانا برتر از رفتن به مکّه ایست که خدایی در آن نیست ...!
حسین پناهی
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 8:32 توسط مسافر احمد
|
پیام